المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

276

مروج الذهب ( فارسى )

پسر خسرو شصت شاه بود كه از آن جمله سه زن بود و مدت شاهيشان چهار هزار و چهار صد و پنجاه سال بود و بقولى شمارشان از كيومرث تا يزدگرد هشتاد شاه بود . و چنان ديده‌ام كه جمعى از مطلعان اخبار و سرگذشت نويسان و مؤلفان كتب تاريخ و غير تاريخ بر اين رفته‌اند كه مدت شاهى ايرانيان تا هنگام هجرت سه هزار و ششصد و نود سال بود . از جمله از كيومرث تا انتقال پادشاهى به منوچهر يك هزار و نهصد و بيست و دو سال بود و از منوچهر تا زرادشت پانصد و هشتاد و سه سال بود و از زرادشت تا اسكندر دويست و پنجاه و هشت سال بود و پادشاهى اسكندر پنج سال بود و از اسكندر تا پادشاهى اردشير پانصد و هفده سال بود و از اردشير تا هجرت چهار صد سال بود . بعدها در اين كتاب شمه‌اى از تاريخ جهان و پيمبران و شاهان را در جاى مناسب در بابى كه خاص آن خواهيم داشت بياريم . بجز ذكر هجرت و خلافت ابو بكر و اخلاف وى از خليفگان و ملوك بنى اميه و بنى عباس كه باب ديگرى از اين كتاب را خاص آن كرده‌ايم كه بعد از اخبار امويان و عباسيان بيايد و عنوان آن را « ذكر تاريخ دوم » نهاده‌ايم . شاهان ايران از آغاز روزگار تا وقتى خداوند اسلام را بياورد چهار گروه بودند . گروه اول را خدايان ميگفتند و خدا بمعنى بزرگ است چنان كه گويند خداى كالا و خداى خانه و اينان از كيومرث تا فريدون بودند پس از آنها از فريدون تا دارا پسر دارا ، كيان بودند ، آنگاه اشكان بودند و آنها بطوريكه در باب ملوك الطوائف گفته‌ايم ، ملوك الطوائف پس از اسكندر بوده‌اند پس از آن ساسانيان يعنى شاهان طبقه دوم ايران بودند . ابو عبيده عمر بن مثنى در كتاب « اخبار الفرس » كه مطالب آن را از عمر كسرى روايت كرده گويد كه ملوك ايران از سلف و خلف چهار طبقه بودند طبقه